بغض های پنهانی.گریه های پنهانی.وبعد پنهان شدن پشت لبخندهای بزرگ .ادمهارا گول زدن مثل اب خوردن است .مردمی که همیشه عقلشان به چشمشان بوده است
..........................................................................................................................................
آدمی که غرق شود قطعا میمیرد چه در رویا چه در دریا ...
.............................................................................................................................
یک روز میرسد یک ملافه ی سفید پایان میدهد . به من ... به شیطنت هایم....
به بازیگوشی هایم ... به خنده های بلندم...روزی که همه بادیدن عکسم بغض
میکنند و میگویند.:دیوونه دلمون برای مسخره بازی هات تنگ شده ...
............................................................................................................................
دنیای دخترا پر از غصه های یواشکی
بعضی از اتفاقای خوب اونقدر دیر میافتند که باید روتو بکنی به اسمون وبگی :خدایا وقتش گذشت دیگه مال خودت!
..............................................................................................................................................
کمی عوض شدم دیریست ازخداحافظی ها غمگین نمیشوم به کسی تکیه نمیکنم از کسی
انتظار محبت ندارم سر به زانو میگذارم وسنگ صبور خودم میشوم چقدر بزرگ شده ام !
خُـدآيآ ...!
اِمروُز رآ مِهمـآنـَم بآش
به يـِک فِنجآن قـَهـوه یِ تَـلـخ
وَقتـَش رِسيده طَـعـم ِ دُنـيـآيـَت رآ بـِدآني . . .
...........................................................................................
دل من سکوت کن¡
بگذار بغض هایت سر بسته بماند°°°
گاهی سبک نشوی سنگین تری¡¡¡
...........................................................................................
خدایا ...خیلی وقت است که دیگرخوش نمیگذرد !
فقطخوشم که می گذرد
همین که آدم ی داداش داشته باشه که دوسش داشته باشه خیلی میارزه دادااااااااااااشی عاشققققققتم
من بهترین داداش دنیارودارم
مــــــن ...
همون دیوونه ای ام که هیچ وقت عوض نمیشه...
همونی که همه باهاش خوشحالن؛
اما کسی باهاش نمی مونه...
همونی که اونقدررر یه آهنگو گوش میده تا به اون آلرژی پیدا کنه...
همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش میده؛
اما خودش بغضاشو زیر بالش میترکونه...
همونی که همه فکر میکنن سخته،سنگه؛
اما با هر تلنگری میشکنه...
همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه؛
اما همه ناراحتش میکنن...
همونی که تکیه گاه خوبیه؛
اما واسش تکیه گاهی نیست...
همونی که حرف داره؛
اما همیشه ساکته...
همونی که سعی میکنه کسی رو اذیت نکنه ؛
اما همه اذیتش میکنن...
من اینم آره...
یه همچین آدمیم...
اینطوری میتونی با شخصیت من آشنا بشی
من یک اردیبهشتی ام
مغرورم...خودخواهم...پیچیده ام...لجبازم
ولی
یاد گرفته ام وقتی گریه میکنم خودم اشکای خودمو پاک کنم
وقتی خوردم زمین منتظر هیچ دستی نباشم و خودم بلندشم
خدایا ارامتر!
نیازی به زمین لرزه نیست !
کاخ ارزوهای این مردم به تلنگری فرومیرزد!
خسته ام از اینهمه صبوری خسته ام
ازفریاد هایی که درگلویم خفه شد خسته ام
ازاشک هایی که به خنده تبدیل شد خسته ام
ازحرف هایی که تو قلبم دفن شد خسته ام
اسان نیست درپس خنده های مصنوعی گریه های دلت را دربی پناهیت پشت هزاران دروغ مخفی کنی
این روزها میگذرند ولی من ازاین روزها نمیگذرم
خســـــــــــــــــــــــــــــــــته ام حتی از خسته شدن هم خسته ام
.............................................................................................................................................
خاطره الکل نیست که بپره خاطره خاطرست،میمونه دهنتو سرویس میکنه...
.........................................................................................................................................
ادمی رادیدم باسایه خودش دردودل میکرد!چه زجری میکشد اووقتی هوا ابری است
دانی که چرا چوب شود قسمتش اتش؟بی حرمتی اش بر لب و دندان حسین است
دانی که چرا آب فرات است گل الود؟شرمندگی اش از لب عطشان حسین است
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیاه پوش؟زیرا که خدا نیز عزادار حسین است
فيلم مسخره اي به نام "زندگي"
با بازيگر مزخرفي به نام "من"
از کارگردان خوبي به نام "خدا" واقعا بعيد بود
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی........
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....
بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر زدن...
غمگينــم ...
مثل عکسـي در اعلاميــــه ي ترحيـــــم !
کـــه " لـــبخنــدش " .. ديگــران را " مـي گــريـانـد " ... !
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
خــدايا يک مــرگ بدهکــارم و هزار آرزو طلــبکار. . .
خســــته ام. . .
يا طلبــم را بده يا طلــبت را بگير....!!!
برچسب:
نویسنده: سید جواد موسوی